محمد على مجاهدى

678

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

اى برترين شهيد كه هركس خداى را * با چشم دل شناخت تو را دوستدار هست هرگز مباد خاطر ما خالى از غمت * تا گردش زمانه و ليل و نهار هست « 1 » 87 . منشى كاشانى ، محمود ( منشى ) استاد محمود منشى كاشانى فرزند ميرزا حسينعلى منشى كاشانى از قصيده‌سرايان نامدار در زمانهء ما به شمار مىرفت و در فنّ نويسندگى نيز سرآمد بود . وى به سال 1302 در كاشان به دنيا آمد و در سال 1364 در سنّ 62 سالگى بدرود حيات گفت و در آرامگاه خانوادگى خود در مزار دشت‌افروز كاشان به خاك سپرده شد . ديوان اشعار او با كوشش ناصر گلشن و به اهتمام تالار كتاب به چاپ رسيده است و كتاب « سلام بر حسين ( ع ) » او نمايانگر احاطهء اين اديب نامور به آداب فصاحت و بلاغت و شگردهاى نوشتارى است . اشعار آيينى وى به لحاظ ساختارى در نهايت استحكام و از نظر محتوايى بسيار غنى است . ابياتى از قصيدهء شيوا و فاخر او را در مرثيت سالار شهيدان ( ع ) مرور مىكنيم . ابيات پايانى اين چكامه به مناقب امام على بن موسى الرضا ( ع ) زيور يافته است كه به خاطر عدم ارتباط موضوعى از نقل آن پرهيز كرديم . موج خون كاش از روز نخست اين چار مام و هفت باب « 2 » * وانمىكردند هرگز ديدهء خود را ز خواب كاش بر اين خاكدان تيره ، از صبح ازل * گيسوى زرين نمىافشاند هرگز آفتاب كاش مىشد شمس در دامان ظلمت ناپديد * همچو زرين بيضه‌اى در زير پرهاى غُراب « 3 » كاش چون صبحِ نخستين ، « 4 » چهره‌پرداز وجود * زودتر اين چهره را مىكرد پنهان در نقاب كاش يزدان بر كتاب « كُن فَكان » « 5 » مىزد رقم * از سر ديباچه ، امّا بعد : قَدْتَمَّ الكتاب « 6 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 286 و 287 . ( 2 ) . كنايه از چهار عنصر آب و باد و آتش خاك ، و هفت سياره . ( 3 ) . زاغ سياه . ( 4 ) . صبح كاذب . ( 5 ) . كنايه از آفرينش . ( 6 ) . به تحقيق كار نگارش كتاب هستى پايان گرفت .